پارت صد و بیست و نهم :

گفتم: نه!چه شرطی؟ چطور؟
گفت: پس چرا بین اون همه دختر که دهنشون اب می افتاد،وقتی شهرام خانو می دیدن شما اومدی شدی عروسشون؟ ببخشیدا! خیلی عذر می خوام الاله خانوم جون...
توی قلبم غوغایی بود حالا که زری داشت همه چیز را لو می داد نباید می گذاشتم بترسد و ادامه ندهد.
گفتم: بگو...حالا اون دخترا کی بودن؟ فیروزه؟ یا اون یکی فامیلش تو شیراز؟
سرفه ای کرد و پچ پچ کرد: نه! نه! فیروزه کی بوده؟خود

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهراخ

    1

    زری خانمو نداشتیم چه میکردیم همه رو تعریف کرد آفرین

    ۲ روز پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    زری فضول🙃😁

    دیروز
  • شیدا

    1

    تو بنویس ما کیف کنبم فقط بنویسیی

    ۴ روز پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ممنون برای همراهیت عزیزم

    ۳ روز پیش
  • شیدا

    1

    جوون😂😬😬 ب قول بچه ها آلاله خونش افتاده بش تزریق کنید حالش خوب شه😄😄 برای هدیه ممنونن نویسنده جوونم❤️🥰🥰

    ۴ روز پیش
  • زهرا

    6

    اینکه هدیه حساب نمیشه مرتب شده پارت قبل بود😅

    ۴ روز پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عجبببب! 😬😁💪 هر پارت ۱۲۰۰ کلمه س! کشتید منو

    ۳ روز پیش
  • مهین

    1

    سلام ما صبح این پارت رو خوندیم الان دباره سکه از ما گرفتین همون پارت رو دو قسمت کردین

    ۴ روز پیش
کپی شد!